سرزمین عشق و دلدادگی

لطفا توجه کنید:فقط عاشقا وارد شوند.

+ از حافظ

حافظ شیرازی

زان یـــار دلنـــوازم شـکـریـســـت بــا شکــایـت

گـر نـکتــه دان عشقی بشنــو تـو ایـن حکـایـت

بــی مــزد بود و منـت هـــر خـدمتـی که کـردم

یـــا رب  مبـــاد  کـس را  مخــدوم  بی عـنــایت

رنــدان  تشنـه لب  را  آبـی  نمـی‌دهــد  کــس

گــویی ولی شنــاسـان رفـتـنــد از ایــن ولایــت

در زلف چـون کمنــدش ای دل مـپـیــچ کـان جـا

سـرهـا بـریــده بیـنـی بی جــرم و بی جنــایـت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جــانـا  روا  نبــاشــد   خــون ریـــز  را  حمــایت

در ایـن شـب سیــاهـم گـم گـشـت راه مقصود

از گـوشــه‌ای بــرون آی  ای کــوکـب هــدایــت

از هــر طــرف  کــه رفتــم جــز وحشتـم نیفزود

زنــهار از  ایــن  بیــابـان  ویـن  راه  بی‌نهــایـت

ای آفتــاب خــوبــان  می‌جــوشـــد  انــدرونــم

یـک ســاعتــم بــگنـجـــان در ســایه عنــایـت

این راه را نهـــایت صــورت کجــا تـــوان بسـت

کـش صد هــزار منزل بیــش است در بــدایت

هــر چنــد بـــردی آبـــم روی از درت نـتــابــم

جــور از حبـیـب خوشتــر کــز مــدعی رعایـت

عشقت رسد به فریـاد ار خود به سان حـافظ

قــرآن  ز  بــر  بـخـوانـی  در  چــارده  روایــت

نویسنده : رضا ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: اینم حافظ
comment نظرات () لینک


+ تولد من

چند روز پیش تولدم بود ...

تعداد کمی از بازدید کننده هام بهم تبریک گفتند .

 

ممنون از همتون - دوستتون دارمقلب
نویسنده : رضا ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ رفتن تو

 http://dl.iranoffside.com/a7764/1214728593687v2h0.jpg

 

رفتنت را دیدم تو به من خندیدی آتش برق نگاهت دل من آتش

 زد و مرا در پس یک بغض غریب در میان برهوتی تاریک

پشت یک خاطره سرد و تهی با دلی سنگ رهایم کردی و تو بی

 آنکه نگاهی بکنی به دل خسته و آزرده من رفتنت را دیدم تا به

 آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر این قصه تلخ محو شدی

 باورم نیست که دیگر رفتی اشک من بدرقه راهت باد

نویسنده : رضا ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ ازتمام دنیا فقط عشق تو را خواهانم

به دوردستها خیره میشوم!

 انگار کوهها و درختان حتی کلاغهای سیاه و بد صدا غمگینند !

دوریت از من تمام دنیای اطرافم را در غم فرو برده است گلهای میخک سرخ و سفید وسط میز اتاقم پزمردگیشان را برخم میکشند و من میشمارم .....ده روز است که تو راندیدم و ای وای برمن!! که ده سال گذشت این ده روز !!!

طنین زیبای صدایت هنوز در گوشم میپیچد "عزیزم زود بر میگردم "

تو نمیدانستی که برای من دقیقه ای دوری از تو دیر است چه رسد به ده روز

با این گلهای میخک قرار گذاشته ام که تا تو برنگشتی نه آب گلدانشان را عوض کنم نه دورشان بیاندازم .

تعفن این آب و چروکیدگی گلبرگهایشان خبر از دل من میدهند که بی تو چون مردابی غمگین و بیروح است و در انتظار تلاطم عشق تو است !!!!

هنوز خیره به دور دستم و در افکارم غوطه ور که بوی عطر آشنایی در فضا میپیچد خدایا بگو که خواب نمیبینم بگو این چهره دوست داشتنی را دوباره در بیداری دارم میبینم

عطر نفسش عشق را دروجودم میییچاند و آغوش گرمش زنگار انتظار را از آینه دلم میزداید

باز هم دستت را پشتت قایم کردی و من میدانم مثل همیشه دسته ای میخک سرخ و سفید برایم آورده ای و دلم جز عشق تو و این گلهای زیبا ازین دنیا چیزی نمیخواهد

آب گندیده گلدان را عوض میکنم میخواهم میخکهای پزمرده را دور بیاندازم. ولی نه! آنها همدم تنهایی من بودند و شاهدان اشکها و آههای من به واسطه دوری تو

آرام آنها را آویزان میکنم تاخشک شوند و بمانند برای همیشه و یادم بیاندازند که دوریت چقدر سخت گذشت. هم بر من و هم بر این میخکهای زیبا

نویسنده : دلتنگ ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: عاشقانه ها
comment نظرات () لینک


+ مجنون

http://tinypix.persiangig.com/33/7.jpg

 

 دید مجنون را یکی صحرانورد
بربه رو پشته ای بنشسته فرد


صفحه اش از خاک و انگشتان قلم
بر به روی خاک هی میزد رقم


گفت کای مجنون بی دل کیست این؟
می نگاری نامه بهر کیست این؟


گفت: مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم


چون میسر نیست با من کام او
عشق بازی می کنم با نام او

نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩
تگ ها: مجنون و لیلی من
comment نظرات () لینک


+ ستاره من

http://up./Files/adb8a128ebe44eb992a1.jpg

 

به نام ستاره ی شب تاریکم…یک شب خوب تو اسمون…یک ستاره چشمک زنون…خندیدو گفت کنارتم تا اخرش تاپای جون…ستاره ی قشنگی بود.اروم و نازو مهربون…ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون…اما زیادطول نکشید عشق منو ستاره جون…ماهه اومدستاره رو دزدیدو برد نامهربون… ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون… حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون

 

هر وقت خواستی تو آسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم رنگه رو انتخاب کن. چون همه به پر رنگه نگاه می کنن اونم به همه نگاه می کنه

 

من منتظرت شدم ولی در نزدی بر زخم دلم گل معطر نزدی گفتی که اگر شود می آیم اما مرد این دل و آخرش به او سر نزدی

 

خیلی ها نفرین میکنن … تلافی میکنن… اما نه … نفرین من … الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره … تلافی من …. میرم تا به اون برسی … سره راهت نباشم … را): ستی … قد من دوست داره

 

 

چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر که از یاد یاران فراموش باشم

 

کسی چه می داند شاید، این قدر همدیگر را دوست نمی داشتیم اگر از دور به تماشای روح هم نمی نشستیم . کسی چه می داند اگر آسمان ما را جدا نمی کرد شاید، این قدر به هم نزدیک نبودیم

نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ تصویر تو

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

درکوچه های خاطره

تصویر تو

از آفتابی ترین قسمت آسمان می گوید

وقتی یاد تو

در من شعله میگیرد

یخهای فاصله آب میشود

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

نویسنده : دلتنگ ; ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تفسیر کنید

این عکس رو هر کسی هرجور که دلش میخواد تفسیر کنه

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar22.com

 نظر بدین نظرات جالب رو توی وب کپی میکنیم

 

اقایی به نام هومن گفته:همیشه عاشقانه بنویس و عاشق باش و نگاه عاشقانه ات را برای ما توصیف کن.

 

نویسنده : دلتنگ ; ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ فریاد سکوت ...

http://romanic-24.blog.friendster.com/files/alone_rain1.jpg

سکوتی در فریاد تنهاییم

فریادی از کوچه های کودکانه

نمی دانم به کدامین سخن بگویم دوستت دارم

ولی ... نمی دانم ...

اصلا زندگی بدون احساس زیبایی ها احساس بوی گل ... نمی دانم شاید بی معنی ترین شیوه زندگی باشد و من اینگونه بودم تا قبل از اینکه .... زیباترین زیبایی را زیباترین احساس ها به انسان هدیه می کنند !

----------

When I am down and, oh my soul, so weary;
When troubles come and my heart burdened be;
Then, I am still and wait here in the silence,
Until you come and sit awhile with me.

You raise me up, so I can stand on mountains;
You raise me up, to walk on stormy seas;
I am strong, when I am on your shoulders;
You raise me up: To more than I can be.

You raise me up, so I can stand on mountains;
You raise me up, to walk on stormy seas;
I am strong, when I am on your shoulders;
You raise me up: To more than I can be.

You raise me up, so I can stand on mountains;
You raise me up, to walk on stormy seas;
I am strong, when I am on your shoulders;
You raise me up: To more than I can be.

You raise me up, so I can stand on mountains;
You raise me up, to walk on stormy seas;
I am strong, when I am on your shoulders;
You raise me up: To more than I can be.

نویسنده : غریبه ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ آبی عشق

عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.bahar22.com

 کنار ساحل نشسته بود

به موجهای آبی خیره شده بود

به مرغان آبی حسادت میکرد به امواج هم!

دلش می خواست خود را بسپارد به آبی امواج

دلش جامانده بود جسمش اینجا کنار ساحل روحش کنار یارش آرمیده بود

با خود گفت :ای کاش او هم امده بود

با این فکر رفت به رویا

رویایی شیرین در کنار یار!

  روی شنها با پای برهنه میدوید

موهایش را باد پریشان میکرد و ......

ناگهان بوسه گرمی او را بخود اورد

آنقدر شیرین بود که گمان کرد هنوز در رویاست

چشمانش را بست و گفت : آه کاش واقعیت داشت !!!!

صدای گرم و موزون یارش را شنید :عزیزم واقعیته نتونستم دوریتو حتی یک روز تحمل کنم

اما دخترک چشمانش را نمی گشود میترسید چشمانش را باز کند و همه چیز تمام شود میترسید با گشودن چشمانش رویایش خراب شود

یارش به آغوشش کشید! از گرمی تنش فهمید که دیگر رویا نیست!

این گرمای آتشین را فقط در واقعیت میتوانست حس کند حتی رویا قادر نبود چنین گرمایی به تنش ببخشد

چشمانش را گشود و در وجود یارش حل شد

 

نویسنده : دلتنگ ; ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد